1397/12/24

پلان ششم - روزنگار - گلاب به روتون

به نام او که از اوییم

سحر مهربان شده و با یک لیوان آب و قرص با نگاه مهربانانه امد بالا سرم…

نگاهش می کنم چقدر بهت نمیاد مهربونی …

با تعجب نگاه می کنه …

واااا اصلا به من چه ؟ نخور تا بمیری خخخ

بهش میگم دشمن که میگن تو رو میگن …

باز با تعجب نگاه می کنه…

-والا

خب شبه این آب رو من بخورم باید برم wc … کی حالشو داره ؟

-دیووووونه :)))

1 ... 13 14 15 ...16 ... 18 ...20 ...21 22 23 ... 86