1397/12/06

پلان سوم - مهرباني به سبك كودكانه - کله پا شدن

به نام او که از اوییم

چنان نامحسوس نشسته بود پشت صندلی که نفهمیدم و به محض پاشدن ،کله پاشدنش دیدن داشت :)))

از اون طرف سحر  دلش رو گرفته بود و ریسه رفته بود و من هییی می گفتم من نفهمیدم که نشسته بود پشت صندلی … 

حالا به برکت و یُمنِ افتادنش بغل و ماچ و خوراکیش روبراه شده:))

 

1 ... 33 34 35 ...36 ... 38 ...40 ...41 42 43 ... 86