پلان هشتم - حالگيري - شلوار خانه
به نام او که از اوییم
از صبح گرفته به کار کردن ، نه تنها آشپزخانه که حتی سالن پذیرایی را هم تموم کردیم، بعد یه نگاه کرده میگه: هر کاری هم انجام بدید هنوز یه چیزی کمه!
میگم : مامان جان ، به خدا هنوز وقت هست، دیگه هم که کار خاصی نمونده بیخیال شو ساعت 10 شد.
میگه: نگاه کن، خونه را که بی شلوار نمیشه ول کرد، زشته!
دقت کردم دیدم پرده ها را داره نشون میده!

سلام
میگماااااا خب همه کارهارو ما مامانا انجام بدیم ؟!!! خب گنا داریم !
دختر منم کارو انجام میده ولی غرشم می زنه …
من حاضرم ده تا اتاق را پرده هاشو بشورم و آویزون کنم ولی آشپزخونه تمیز نکنم :)))))))

سلام تسنیم جان
خب شیرینی کار به غر زدنه دیگ :))
حق داشته دخترتون
حق داره
والا حق داره

سلاااام خسته نباشید
ماجراهای خونه تکونی این روزا داغ داغ
شلوار خونه دیگه خیلی با حال بود :))))
خب راس میگن زشته!
رسیدن بخیر

سلام بر یار حضرت :)
زشت نیست ،زشت این همه کار کشیدن از منِ :/
ممنونم :)
فرم در حال بارگذاری ...